بازاریابی و درک نیاز های مشتریان

No Comments

بسیاری از مردم اشتباهاً واژه بازاریابی را فروش و انجام تبلیغات جهت ترغیب به خرید معنی می کنند. چنانچه کل بازاریابی را به یک کوه یخ تشبیه کنیم فروش بخش کوچکی است که در رأس آن قرار دارد و قسمت اعظم شاید بیش از ۹۰ درصد آن در زیر آب مخفی است. باید توجه داشت که فروش فقط یکی از چندین و نه مهمترین وظایف بازاریابی به شمار می رود. اگر و فقط اگر بازاریاب در تشخیص نیازهای مشتریان، تولید کالا و خدمت، قیمت گذاری، توزیع و تبلیغات توفیق حاصل نماید می تواند به سهولت به فروش کالاها و خدمات تولیدی خود نائل آید.
فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ دو تن از بزرگان علم مدیریت معتقدند می توان بین تعریف های علم بازاریابی از دو دیدگاه مدیریتی و اجتماعی فرق قائل شد. تعریف بازاریابی از دیدگاه اجتماعی بدین گونه است: «بازاریابی یک فرایند اجتماعی است که بدان وسیله افراد و گروه ها از طریق تولید و مبادله محصولات و خدمات ارزشمند با یکدیگر برای تأمین نیازها و خواسته های خود اقدام کنند». تعریف بازاریابی از دیدگاه مدیریتی بدین گونه است: «هنر به فروش رساندن محصولات» .ولی پیتر دراکر
یکی از پیشروان نظریه پرداز مدیریت می گوید: «هدف بازاریابی این است که درباره فروش گزافه گویی کند، مشتری را بشناسد، او را درک کند تا بتواند کالا یا خدمتی مناسب وی به او عرضه نمایید. کمال مطلوب این است که تلاش های بازاریابی به وجود یک مشتری بینجامد، یعنی کسی که آمادگی خرید را دارد»
انجمن بازاریابی آمریکا از دیدگاه مدیریتی، بازاریابی را بدین گونه تعریف می کند : مدیریت بازاریابی عبارت است از فرایند برنامه ریزی و جامه عمل پوشیدن به دیدگاه، قیمت گذاری و توزیع کالاها و خدمات که به داده منجر شود واین داده بتواند نیازهای فردی و سازمانی مشتریان را تأمین کند
کاتلر مدیریت بازاریابی را یک هنر و علم استفاده از مفاهیم اصلی بازاریابی می داند که در راستای انتخاب بازارهای مورد هدف، جذب، نگهداری و افزایش مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد و این کار در راستای ایجاد ارزش برای مشتری، ارائه آن به وی و ایجاد ارتباطات برتر با وی انجام می شود
در بازاریابی، حداقل سه وظیفه مهم بازارشناسی، بازارسازی و بازارداری وجود دارد.بازارشناسی یعنی تحقیق بازار، بازارسازی یعنی ایجاد و افزایش سهم بازار و بازارداری یعنی حفظ بازار موجود. برای بازارداری راهی بجز متمایز شدن وجود ندارد و آن به معنای انجام کاری متفاوت و متمایز از دیگران است. بازار یعنی برخورداری از ب :بینش و بصیرت خاص بازار، الف :استعداد لازم برای برقراری ارتباط، ز :زیرکی، الف :انگیزه و شور و شوق برای برقراری انجام کار و ر: رقابت

 مدیریت بازاریابی

اکثر مردم با یک نگرش سطحی و محدود نسبت به موضوع بازاریابی، آن را مجموعه ای از تلاش ها در جهت یافتن مشتریان بیشتر برای کالاها و محصولات فعلی شرکت می دانند. اما آنچه که مسلم است، این است که هر مؤسسه و سازمانی همیشه با سطوح مطلوب و مورد انتظار برای محصولات خود مواجه نیست. در یک زمان امکان دارد که تقاضا برای محصولات مطلوب، در زمانی احتمال دارد که تقاضا خیلی کم و ناکافی و زمانی دیگر هم ممکن است تقاضا برای محصولات موسسه بیش از حد متعارف باشد. اینجاست که مدیر بازاریابی باید با توجه به اهداف سازمان و وضعیت موجود به تنظیم تقاضا پرداخته و راه حل های منطقی را برای روبرو شدن با این وضعیت های مختلف پیدا کند. با توجه به مراتب فوق وظیفه یک مدیر بازاریابی تنها ایجاد تقاضا و افزایش آن نبوده بلکه گاهاً تغییر تقاضا و حتی کاهش آن نیز بر عهده وی می باشد. بدین جهت مدیریت بازاریابی را مدیریت تقاضا نیز می نامند.
پس با توجه به مطالب عنوان شده، مدیریت بازاریابی به صورت زیر قابل تعریف است:
مدیریت بازاریابی عبارت است از: «تجزیه و تحلیل، طرح ریزی، اجرا و کنترل برنامه های تعیین شده برای فراهم آوردن مبادلات مطلوب با بازارهای موردنظر به منظور دستیابی به هدف های سازمان» در واقع تأکید مدیریت بازاریابی بیشتر بر تعیین محصولات سازمان بر مبنای نیازها و خواسته های بازار مورد نظر و نیز استفاده از قیمت گذاری، ارتباطات و توزیع مؤثر جهت آگاهی دادن، ایجاد محرک و ارائه خدمت به بازار است

 فلسفه های بازاریابی

 دیدگاه مبتنی بر تولید

دیدگاه مبتنی بر تولید یکی از قدیمی ترین دیدگاه ها است و بر این پایه قرار دارد که مصرف کننده محصولاتی را ترجیح می دهد که ارزان قیمت است و به میزان کافی در دسترس باشد. مدیران طرفدار این دیدگاه می کوشند تولید را با کارایی وبا کاهش دادن هزینه ها انجام دهند و محصولات را در سطحی گسترده توزیع کنند. در کشورهای در حال توسعه این دیدگاه می تواند معقول باشد، زیرا مصرف کنندگان بیشتر به ماهیت محصول و نه ویژگی های خاص آن توجه می کنند. همچنین زمانی که شرکتی بخواهد بر گستره ی کار خود بیافزاید از این دیدگاه استفاده می کند.

فلسفه مبتنی بر تولید فلسفه ای مناسب و پاسخگو در دو وضعیت است :

اول آنکه تقاضا برای کالا بیشتر از عرضه آن باشد. در این حالت مدیریت در جستجوی راه ها و روش هایی می باشد که از طریق آن ها تولید را فزونی بخشد و پاسخگوی خواسته های مصرف کنندگان گردد. دوم آنکه هزینه تمام شده تولید کالا بالا باشد و بالابردن کارایی در تولید و بهره وری برای پایین آوردن هزینه تولید لازم بنظر آید. این حالت عموماً در مورد کالاهایی که اختراع جدیدی بوده و هنوز گسترش عام نیافته اند بیشتر دیده می شود. هنگامی که کالایی در مرحله تولید و عرضه است قیمت تمام شده بالا بوده و تولید محدود و در نتیجه فروش نیز به همان میزان محدود می باشد

 دیدگاه مبتنی بر محصول

برخی دیگر از شرکت ها از دیدگاه مبتنی بر محصول پیروی می کنند و دیدگاه مزبور بر این پایه قرار دارد که مصرف کنندگان محصولاتی را ترجیح می دهند که از نظر کیفیت، عملکرد و نوآوری نسبت به بقیه برتر باشد. در این سازمان ها مدیران توجه خود را معطوف محصولات بهتر و مرغوب تری می نمایند و با این فرض که خریداران همواره به دنبال محصولاتی با کیفیت و عملکرد بهتر هستند می کوشند بر کیفیت محصولات خود بیافزایند.

اغلب شرکت هایی که دارای چنین دیدگاهی هستند، هنگام تولید و عرضه محصول هیچ توجهی به نظر مصرف کننده نمی نمایند و از مهندسان خود می خواهند محصولاتی مرغوب و استثنائی طرح ریزی نمایند. به هر حال دیدگاه مبتنی بر کیفیت محصول می تواند به پدیده ای بینجامد که به آن نزدیک بینی بازاریابی می گویند. بدین معنی که تمام کوشش تولیدکننده، صرف کالای خود شده و از محیط پیرامونی و مسائل حاکم بر جامعه و مصرف کننده غافل می شوند، همین باعث شکست او در کارش می شود و در نهایت وی را از ارائه تولید بهتر باز می دارد

 دیدگاه مبتنی بر فروش

دیدگاه مبتنی بر فروش یکی دیگر از دیدگاه های متداول است و شرکت های طرفدار دیدگاه مزبور بر این باورند که اگر مصرف کنندگان و واحدهای تجاری به حال خود رها شوند، آن طور که باید و شاید محصولات شرکت را نخواهند خرید. از این رو، سازمان برای به فروش رساندن محصولات و ترویج آن ها باید به یک سیاست تهاجمی دست بزند. دیدگاه مزبور براساس این فرض قراردارد که باید مصرف کنندگان را وادار به خرید کرد. بنابراین شرکت باید نیروی خود را صرف فروش کند و برای ترغیب و تشویق خریداران از همه ابزارهای تبلیغ و ترویج استفاده کند. دیدگاه مبتنی بر فروش به طور فزاینده ای در مورد کالاهایی اعمال می شود که خریداران معمولاً در اندیشه خرید آن نیستند مانند محصولاتی که شرکت های بیمه ارائه می نمایند. بیشتر شرکت ها هنگامی که با تولید بیش از حد ظرفیت واحد تولیدی روبرو هستند از این دیدگاه استفاده می نمایند. هدف این دیدگاه فروش تولیدات است و نه عرضه آنچه بازار خواستار آن می باشد

تحقیقات بازاریابی نشان داده است که در بازاریابی خدمات لازم نیست که به همه مشتریان به طور یکسان خدمت رسانی کرد. زیرا گروه های مختلف مشتریان از نظر علایق، رفتار و پاسخگویی به بازاریابی تا حد زیادی، بایکدیگر متفاوت هستند، و بسیاری از آنان برای بنگاه هزینه ساز بوده و دارای پتانسیل سوددهی حتی در بلند مدت نیز نمی باشند. از طرف دیگر برآورده ساختن تمام انتظارات مشتریان نه عملی است و نه سود آور، بنابراین برای یک بنگاه بهتر آن است که برخی از مشتریان خود را به جای دیگر سوق دهد و یا حتی به نوعی عذر آنان را بخواهد به این ترتیب هم سازمان و هم مشتری به ارزش بیشتری دست می یابند.

دسته بندی مشتری، روش تجزیه و تحلیل نیازها، دیدگاه ها و انتظارات پیچیده مشتریان است که با طبقه بندی مشتریان به طبقات همگون یعنی افراد خاصی که نیازها، ادراکات و توقعات مشابه دارند، صورت می گیرد .مشتریان باید بر اساس واقعیت های زندگی و تصمیمات مناسب دسته بندی شوند. تصمیم های مختلف دسته بندی مختلف می طلبد

برای نمونه می توان به طرح طبقه بندی امارت بانک که اولین بانک کشور امارات و دویست و سی امین بانک دنیا به لحاظ دارائی می باشد اشاره نمود. در این طرح مشتریان به دو گروه عادی و ارزشمند تقسیم بندی می شوند. سرویس ویژه امارات بانک مختص مشتریان ارزشمند با قدرت و پشتوانه مالی بالا می باشد.

از طرف دیگر درک نیاز های مشتریان با سطوح مختلف سود دهی و ارائه خدمات به آنان بر اساس این تفاوت ها، برای بنگاه های مالی ، بیش از پیش از اهمیت حیاتی برخوردار شده است این بنگاه ها دریافته اند که با شناخت و استفاده از تفاوت هایی که در پتانسیل سود دهی دسته های گوناگون مشتریان وجود دارد همچنین، با گسترش دیدگاه های مناسب برای خدمت رسانی به آنان، قادر هستند سود خود را به حداکثر برسانند.برای مثال شرکت فدرال اکسپرس بر اساس میزان سود آوری مشتریان خود، آنها را به سه دسته خوب، بد، زشت، تقسیم کرده و به این ترتیب، تحول بزرگی در فلسفه بازاریابی خود به وجود آورده است. همچنین اکنون به جای آن که برای تمام مشتریان به یک شیوه بازاریابی کند، تلاش خود را وقف جذب مشتریان خوب، سعی در تبدیل مشتریان بد به مشتریان خوب و حذف مشتریان زشت کرده است. به همین ترتیب مرکز خدمات فرست یونین که ششمین بانک بزرگ آمریکاست، مشتریان خود را با گذراندن مربع های رنگی بر روی صفحه کامپیوتر و استفاده از نوعی فناوری پایگاه اطلاعاتی به نام «انشتاین» علامت گذاری می کند. مشتریان سبز آنهایی هستند که سود آورند و از پشتیبانی خدمات مشتری بیشتری برخوردارند در حالیکه مشتریان قرمز به معنای از دست دادن پول برای بانک هستند و امتیاز ویژه برای آنها در نظر گرفته نمی شود

 تفاوت مشتری با ارباب رجوع

مشتری نوعی ارباب رجوع است اما رفتار هر فرد در این نقش تفاوت هایی با سایر نقش هایش در جامعه  دارد که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم تا اهمیت رابطه مشتری با بانک مشخص شود و در نتیجه مشتری مورد شناسایی قرار گیرد

1-حق انتخاب :

مشتری حق انتخاب دارد اما همین فرد در نقش ارباب رجوع برای مراجعه به سایر سازمانها وموسسات حق انتخاب گزینش  ندارد.واغلب مجبور است که به آن موسسه خاص مراجعه کند. ویژگی فوق یعنی حق انتخاب باعث می شود که موسسه ای چون بانک برای جذب مشتری با سایر موسسات رقیب به رقابت بپردازد و در پیشرفت و پویایی سازمان خود بکوشد.

2 – استمرار حرکت:

وقتی صحبت از مشتری می شود نوعی ارتباط مستمر تداعی می شود. برای مثال مشتری بانک ارتباطی مستمر و پایاپی با بانک دارد و برای همین به نام مشتری شناخته می شود و اگر می خواست این فرد یکبار به بانک مراجعه کند قطعا برای کاری صرفا خدماتی بوده و مشتری محسوب نمی شد.

3 – ارتباط عاطفی:

مراجعه افراد به موسسات و ادارات دولتی در محیطی رسمی و به تعبیری خشک صورت می گردداما رابطه مشتری با بانک اینگونه نیست. مشتری و بانک در یک تعامل عاطفی با یکدیگر در ارتباطند. مردم بانک را مانند خانه دوم می دانند و کارکنان بانک را دوست دارند بسیاری از مشتریان قدیمی و با سابقه به محض ورود به شعبه ابتدا با کارکنان احوالپرسی می کنند و اگر یکی از کارکنان حضور نداشته باشد  از مسئول شعبه جویای احوال وی می شوند. در خیلی از محیط های کوچک مشتریان بدون هیچ چشم داشتی کارکنان شعبه را همچون اعضای خانواده خود در مراسم، جشن ها و شادی های خود دعوت می کنند.

4 – ارتباط حقوقی متقابل:

در موارد زیادی مردم به سازمانی مراجعه می کنند که سازمان هیچ نیازی به مراجعه این افراد ندارد و یا بر عکس موسساتی هستند که افرادی را احضار می کنند که آن افراد هیچ نیازی به مراجعه آن ندارند. اما در هر مورد اجبار و ضرورت ارتباط را ایجاب می کند . در حالیکه ارتباط بانک و مشتری اینگونه نیست، بانک و مشتری نیازی متقابل به یکدیگر دارند. بانک محلی امن برای سپرده گذاری، تامین اعتبار، دریافت تسهیلات و برنامه ریزی مالی برای مشتریان است. و مشتریان نیز صاحب اصلی بانک هستند.

 

اختلال های روانی شایع زنان

No Comments

: زنان به دلایل خیلی زیادی می تونن در مقابل بعضی از اختلالای عادی سلامت روان شکننده تر از مردان باشن در این مقاله می خوایم به چند مورد از این مشکلات و دلیل اونا بپردازیم.

به گزارش آلامتو و به نقل از آی بانو؛ از هر ۵ بزرگسال ۱ نفرشون در طول زندگی بیماریای روحی رو تجربه می کنن، اما زنان و مردان مستعد مشکلات متفاوتی هستن.

محققان فهمیدن که مردان بیشتر مستعد اعتیاد و مشکلات جامعه ستیزی هستن، حال اینکه زنان بیشتر از هر مریضی روحی دیگری در برابر اضطراب و افسردگی قرار دارن.

براساس گفته دکتر دبورا سرانی استاد انستیتوی درنر در دانشگاه روانشناسی آدلفی، دلیل واحدی مربوط به شکافای جنسیتی موجود نیس، بلکه ترکیبی از موارد بیولوژیکی، اجتماعی و فاکتورهای محیطی منتهی به این می شه.

اگه شمام از یه از بیماریای روحی زیر درگیرین، که از پایهً زنان رو بیشتر از مردان درگیر می کنه، بدونین که این بیماریا بسیار متداولند و البته به طور گسترده درمان پذیر، اما لازمه کارشناسان حرفه ایی بیماریای روحی واسه آزمایش و درمانه.

مشکل افسردگی در زنان

بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از زنان سطوح جور واجور افسردگی رو در طول زندگی خود تجربه می کنن، که این آمار دو برابر مردونه. زنان تغییرات بیولوژیکی مهمی، بیشتر از مردان، رو در طول زندگی خود تجربه می کنن، پس این تغییرات دوره ایی منقطع، دچار مشکل کننده یا موجب مریضی می شه.

نوسانات هورمونی در افراد خاص می تونه موجب بروز بیماریای روحی در زنان شه. دکتر جارد هیت من، روانشناس خونواده در هیوستون، تگزاس میگه، هورمونا نقش مهمی در دوران بارداری اجرا می کنن که منتهی به افسردگیای پس از زایمون می شه.

هیت من عقیده داره، علائم مشکل بی قراری قبل از قاعدگی بسیار مثل مشکلات افسردگیه، پس خیلی از کارشناسان اونو مشکل افسردگی زیاد می خونن. سرواژهای این دو هم مشابهه.

مشکلات اجتماعی هم نقش مهمی دارن، از اونجایی که ما، زنان، با تصور مخفی کردن افکار و احساسات رشد می کنیم، برخلاف مردان، که احساسات خود رو میدن، و افکار خود رو بیرون می ریزن. سرینی میگه، ما همیشه تلاش می کنیم تا متوجه افکار و احساسات خود باشیم و اونا رو بروز ندیم. مخفی کردن اندوه و نگرانیا منتهی به بروز بیماریای روحی بیشتری می شه.

دکتر کریستین کارپنتر، متخصص سلامت رفتار زنان در دانشگاه وکسنر خاطر نشون می کنه که، علاوه بر این، فاکتورهای محیطی و فرهنگی، از جمله حقایقی در این باره که زنان هنوز باید کارای خونه رو بکنن و از خونواده خود مراقبت کرده و برنامه های اجتماعی اونا رو سروسامون بدن، حتی اگه خارج از خونه و به طور تموم وقت مشغول باشن، هم بر اونا تاثیر گذاره.

اون اضافه می کنه که، ما کم تر از همکاران و همتایان مرد خود کسب درآمد می کنیم که منتهی به مضیقهای مالی و در آخر حس اضطراب، افسردگی و ناامیدی در ما می شه. نبود احساس گناه نسبت به دوری از فرزندان در طول ساعات اداری هم بی تاثیر نیس. همین استرس و احساس گناه موجب افسردگی و وخامت اون می شه.

هیت من اضافه می کنه که، زنان به طور میانگین از مردان بیشتر عمر می کنن، پس بیشتر از مردان داغ دیدگی و تنهایی رو تجربه می کنن، که از عوامل شناخته شده افسردگی حساب می شه.

الیسون آبرامز، روان دکتر در نیویورک سیتی میگه، افسردگی زنان در مقایسه با مردان نموده های متفاوتی داره. زنان از پایهً علائم افسردگی رو خستگی، نبود انگیزه یا نبود علاقه و گریه متداوم توصیف می کنن. از طرف دیگه، بیشتر بیماران مذکری که از افسردگی به من مراجعه می کنن، از نشونه هایی مثل عصبانیت، که از علائم رو و عادی افسردگی در مردونه، شکایت می کنن. ریشه افسردگی در خیلی از بیماران ایشون، نبود اعتماد به نفسه، پیغامی ترکیبی از اجتماع و فرهنگ که از جوونی دریافت می کنیم.

مشکل اضطراب در زنان

براساس گفته انجمن اضطراب و افسردگی امریکا، از بلوغ تا سن ۵۰ سالگی، زنان دوبرابر مردان مشکل اضطراب رو تجربه می کنن، که علائم اون به شکل نگرانی، تنش، خستگی و ترس بروز می کنه.

دوباره، فاکتورهای زیادی این وسط نقش اجرا می کنن، از جمله اجتماع و فرهنگ ملاک و محرکای تنش زا، اما چگونگی عکس العمل و برخورد با اوناس که فرق کلی بین زنان و مردان رو مشخص می کنه. نکته کلیدی در تحقیقات انجمن روانشناسی امریکا اینه که: مردان تمایل دارن تا احساسات خود رو نشون بدن، حال اینکه زنان اونو مخفی می کنن.

البته زیست شناسی هم نقش مهمی رو اجرا می کنه، و محققان بیشتر از قبل به اثرات استرادیول، اصلی ترین هورمون جنسی زنونه، تمرکز کردن. دکتر تامر گور، استادیار روانپزشکی و سلامت روان، عصب شناس، متخصص زایمون و بیماریای زنان در دانشگاه ملی وکسنر عقیده داره، همین هورمون عامل و مسئول تفاوتای جنسیتی مشکلات کلی روانپزشکیه.

مشکل استرس پس از حادثه در زنان

براساس گفته جنیفر ولکین، عصب شناس و روانشناس، از نظر تکنیکی مشکل استرس پس از حادثه یه جور از مشکل اضطرابه، طبقه ایی از مریضی که شامل مشکل ترس، مشکل اضطراب زیاد شده، فوبیا(ترس مرضی) و مشکل اضطراب جدایی می شه، اما ذکر این نکته مهمه، چون زنان دوبرابر مردان در برابر علائم زیاد و حدوداً ۴ برابر در برابر مشکل استرس طولانی قرار دارن.

اینجور نیس که زنان کلا حوادث بیشتری رو تجربه کنن، اما ما زنان شکلای جور واجور خاصی از حوادث، از جمله سوء کاربرده های جنسی و تجاوز رو میگذرونیم که با استرس پس از حوادث رابطه عمیقی داره. چگونگی جواب ما به این تجربیات سخت می تونه وخامت اضطراب پس از حادثه رو وخامت بخشه.

والکین توضیح میده که زنان، در مقایسه با مردان نجات یافته از حوادث، بیشتر مستعد سرزنش خود هستن و می گن که لایق نبودن اونا منتهی به حوادث می شه. در بالاترین جایگاه همه اینا، ما به طور ارادی و غیر ارادی از مهارتای مقابله، مثل رهاسازی یا سرکوب سازی استفاده می کنیم که خاطرات رو متلاطم می سازه، که به درد بخور نیستن.

والکین خاطر نشون می سازه که هم اینکه ممکنه زنان بیشتر مستعد اضطراب پس از حوادث باشن، چون ما بیشتر پذیرای افسردگی و اضطراب هستیم.

مشکل خوردن در زنان

با اینکه مردان هم به مشکل خوردن گرفتار می شن، اما این مشکل یه مشکل زنونه تلقی می شه. دکتر راشل پورتر عقیده داره، این مشکلات بیشتر دارای کلیدهای زنونه مثل غرور، خویشتنداری، احساساتی بودن و ایده ال گراییه.

تموم آدمایی که بیلبوردها، پیامای بازرگانی یا مجلات بانوان رو مشاهده کرده باشن، می دونن که زنان تحت فشار استانداردهای خاصی واسه لاغری و تناسب اندام قرار دارن. پورتر میگه، استانداردهای فرهنگی واسه وزن متناسب، اندام و ظاهر منطقی بار سنگینی رو بر زنان تحمیل می کنه و این مطلق گرایی بر روابط زنان با غذا و بدنشون اثر میذاره.

دچار شدن به مشکل خوردن الکل به طور خاص، شایع ترین نوع مشکل خوردن، حتی شایع تر از آنارکسیا و گرسنگی مفرطه، که ۲.۸ میلیون بزرگسال امریکایی به اون گرفتار هستن. آمار نشون دهنده اون هستش که زنان دوبرابر مردان دچار مشکل خوردن الکل هستن، حال اینکه مشکل خوردن الکل به نظر رفتاری عادی در بین مردونه. آی مردم، من یه پیتزای کامل رو به تنهایی می خورم و به کمک هم نیاز ندارم!

پورتر میگه، مشکل خوردن الکل به شکل چیزی مخفی، شرم آور، شدیداً هیجانی و به هر قیمتی که شده، اختلالی لازمه تغییره. اما مشکل خوردن واسه تموم آدمایی که اونو تجربه می کنن، و تموم آدمایی که با اون دست به گریبانند و لازمه درمان و مراقبت، خطرناکه.

.

منبع :

جمع آوری به وسیله بخش مقالات پزشکی و بهداشتی سایت

اختلال نوشتاری | مهم ترین و شایع ترین اختلال دوران کودکی | بیماری

No Comments

:  مشکل نوشتاری کودکان

مشکل نوشتاری در بچه هامون چیجوری ایجاد میشه این آسیب چیجوری قابل تشخیص و شناساییه کودکانی که به این مشکل روانشناختی دچارند چیجوری قابل درمان هستن می تونین با ترسیم آدمک به وسیله ایشون پی به این مریضی روحی ببرین در ادامه روانشناسان کودک پژوهشی در این مورد انجام دادن که با هم تقدیم حضوتون می کنیم.

: مشکل نوشتاری ، مهم ترین و شایع ترین مشکل دوران کودکی

هدف تحقیق حاضر، مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون مشکل نوشتاریه.

چکیده:

زمینه و هدف: مشکل نوشتاری یکی از مهم ترین و شایع ترین اختلالای دوران کودکیه. در سالای گذشته روشای مختلفی واسه تشخیص این مشکل به وجود اومده ان که تشخیص از روی عناصر جور واجور نقاشی یکی از این روش ها هستش. هدف تحقیق حاضر، مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون مشکل نوشتاریه.

روش: طرح تحقیق حاضر علّی- مقایسه ایه. ۵۰ دانش آموز دختر با مشکل نوشتاری و ۵۰ نفر بدون مشکل نوشتاری به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدن. ملاک ورود دانش آموزان به مطالعه براساس آزمونای هوش ریون، آزمون تشخیصی املا فلاح چای، و آزمون آدمک انجام شد.

یافته ها: یافته های حاصل از مجذور خی دو و تی جداگونه نشون داد که بین عناصر نقاشی کودکان با و بدون مشکل نوشتاری فرق با معنی هست (p>۰/۰۵). آدمک کودکان با مشکل نسبت به گروه دیگه، ساده تر، کوچیک تر و با جزئیات کمتر ترسیم شده بود و هم اینکه نبود رعایت تناسب، تقارن، حذف اجزای بدن آدمک و کیفیت کلیِ ضعیف، بسیار مشخص بود.

نتیجه گیری: وجود فرق میان سطوح عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون مشکل، معنیش اینه که عناصری در ترسیم آدمک وجود دارن که میشه به واسطه اونا به تشخیص کودکان با این مشکل نزدیک شد.

منبع :

اختلال مرحله حرکت سریع چشم در خواب | خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی مزمن را تشدید می کند & | بیماری

No Comments

: مشکل مرحله حرکت سریع چشم در خواب ، خطر دچار شدن به اضطراب و افسردگی طولانی رو شدید شدن می کنه

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از هلث دی نیوز، حرکت سریع چشم مرحله ای از خوابه که رویاها در اون رخ میدن و از مدتا پیش مشخص شده که مشکل در این مرحله، با بی خوابی طولانی رابطه داره.

اما تحقیق نوین محققان هلندی که براساس همین رابطه انجام شده، نشون میده که ضعف یا بی قراری در مرحله حرکت سریع چشم در بیماران گرفتار به بی خوابی به نوبه خود می تونه توانایی اونا رو در شکست دادن پریشونی عاطفی کم کنه و خطر دچار شدن به اضطراب و افسردگی طولانی رو در اونا شدید شدن کنه.

ریک واسینگ نویسنده گزارش تحقیق و عضو انستیتوی علم اعصاب در امستردام گفت: تحقیقات قبلی به مرحله حرکت سریع چشم در خواب به عنوان محتمل ترین عامل بالقوه واسه تنظیم احساسات اشاره کرده بودن.

مثلا، وقتی که فرد در این مرحله از خواب هست، هورمونای اصلی تحریک مثل سروتونین، دوپامین و آدرنالین غیرفعال هستن و همین امر نشون میده که درزمان همین مرحله از خوابه که تاثیر عاطفی خاطرات به صورت مناسب پردازش و برطرف می شه.

اما مشکل در مرحله حرکت سریع چشم، می تونه به افزایش احساس پریشونی عاطفی منجر شه و به گفته واسینگ، در آخر چرخه ای خراب از بیش انگیختگی رو به دنبال داشته باشه که درزمان اون، بی خوابی موجب پریشونی و به دنبال اون، تحریک می شه و در نتیجه، بی خوابی دائمی روی میده.

به گزارش موسسه ملی مشکلات عصبی و سکته مغزی در آمریکا، خواب شامل پنج مرحله متمایزه که کلا، از مرحله خواب سبک به مرحله خواب عمیق و بعد به مرحله حرکت سریع چشم ادامه پیدا میکنه و بعد این چرخه چندین بار در طول شب تکرار می شه.

مشخصه حرکت سریع چشم که آخرین مرحله از خوابه، تنفس سریع و کم عمق، حرکت سریع چشم و افزایش ضربان قلب و فشار خون هستش.

رویاها در این مرحله از خواب دیده می شن و کارشناسان فکر می کنن که این مرحله موجب فعال شدن اون دسته از مراکز مغزه که واسه یادگیری بسیار مهم هستن و شاید در رشد مغز کودکان حیاتیه.

محققان هلندی که یافته های خود رو در نشریه PNAS منتشر کردن، واسه درک اهمیت مرحله حرکت سریع چشم در تنظیم احساسات یه بررسی دو مرحله ای انجام دادن.

اونا اول از ۱۲۰۰ نفر جواب دهنده با میانگین سنی ۵۲ سال خواستن که شدت بیخوابی، پریشونی عاطفی، تحریک و یا افکار نگران کننده ای رو که شبا دارن، با تکمیل پرسشنامه ای گزارش بدن.

در مرحله بعد یه گروه دیگه رو تشکیل شده از ۱۹ زن و ۱۳ مرد با میانگین سنی تقریبا ۳۶ سال مورد بررسی قرار دادن که نصف اونا هیچ گونه مشکلی در مورد خواب نداشتن و نیم دیگه اونا از بی خوابی رنج می بردن.

به واقع این آدما به مدت دو شب تو یه تحقیق آزمایشگاهی خواب شرکت کرده بودن که درزمان اون، فعالیت موج الکتریکی مغزی اونا ثبت می شد تا وضعیت مراحل خواب اونا مشخص شه. بعد همه اونا پرسشنامه ای رو در باره تجربه خود در مورد افکار نگران کننده شبونه پر کردن.

پس از مقایسه فعالیتای مغزی ثبت شده دو گروه در مورد گزارشای نگران کننده شب، محققان به این نتیجه رسیدن که هر چی مرحله REM پریشون تر باشه، افراد مشکل بیشتری در خلاص شدن از پریشونی عاطفی دارن.

از طرف دیگه، هر چی پریشونی زیاد شه، احساسات تحریک هم زیاد می شه و یه خواب آروم شبونه رو سخت تر می کنه

به گفته واسینگ، راه حل احتمالی می تونه اثبات مرحله حرکت سریع چشم باشه، هر چند عملی بودن این راه حل و یا به درد بخور بودن روش درمانی رفتار شناختی به تحقیقات بیشتر نیاز داره.

.

منبع :

اختلال غذایی آنورکسیا چیست؟ | تغذیه سالم

No Comments

آنورکسیا یه مشکل غذاییه. اختلالی روحی که افراد گرفتار به اون خود رو مجبور به تحمل گرسنگی می کنن.

به گزارش نبض ما به نقل از همشهری، تمایل به لاغری ماجراییه که در ده های گذشته ذهن خیلی از جوانان و حتی نوجوانان رو به خود مشغول کرده. این وسط دختران بیشتر از پسران درگیری مد لاغری هستن. ورزشای سخت ، گرفتن رژیمای سخت و غیراصولی و به کار گیری داروهای مضر واسه سلامتی از جمله روش هاییه که بعضی از این دختران واسه هرچه لاغرتر شدن استفاده می کنن.

اما بعضی افراد هم دچار کم اشتهایی عصبی (آنورکسیا) می شن. مبتلایان به این مشکل به خود گرسنگی میدن و دچار کاهش وزن شدید می شن.

کسائی که گرفتار به آنورکسیا هستن، معمولا آدمایی بسیار لاغرند که بعضی وقتا تا ۱۵ کیلوگرم نسبت به وزن طبیعی فرد کمبود وزن دارن اما با این وجود خودشون تصور می کنن که اضافه وزن دارن. این تصور از اون جا ناشی می شه که اونا ترس و ترس شدیدی نسبت به چاق شدن دارن. این ترس، عادتای غذایی اونا رو تحت تاثیر قرار میده: خیلی کم غذا می خورن، بعضی وقتا از غذا خوردن در حضور بقیه دوری می کنن و بعضی وقتا واسه بقیه غذای خوش آب و رنگ و سنگینی آماده می کنن اما خودشون لب به اون غذا نمی زنن.

مبتلایان به این مشکل، نخوردن و کم خوردن افراطی رو گاه تا اون جا پیش می برن که بسیار لاغر می شن و این عمل رو تا مریض شدن و حتی مرگ پیش می برن اما تصور می کنن هنوز اضافه وزن دارن. ورزش شدید و حتی به کار گیری ملینا از دیگر روش هاییه که این افراد واسه لاغر شدن ازش استفاده می کنن.

علائم آنورکسیا

آنورکسیا(anorexia) علائم مختلفی داره که بعضی افراد همه این علائم رو تجربه نمی کنن. نبود تناسب وزن با سن و تناسب نداشتن وزن با قد طوریکه فرد دست کم ۱۵ کیلوگرم کمبود وزن نسبت به وزن نرمال خود داشته باشه از مهم ترین این علائمه. از دایگر علائم آنورکسیا میشه به این موارد اشاره کرد:

• تمایل نداشتن یا دوری از غذاخوردن در حضور بقیه

• اضطراب

• ضعف

• شکننده شدن پوست

تنگی نفس

• وسواس درمورد کالریای مصرفی

مشکل غذایی آنورکسیا چیه؟

مشکلات آنورکسیا

دوری از غذا خوردن و به دنبال اون نرسیدن مواد غذایی نیاز به بدن، خطرات بسیار زیادی رو متوجه سلامتی مبتلایان به آنورکسیا می کنه. جمع شدن استخوانا، کمبود موادمعدنی، پایین بودن دمای بدن، نامنطم بودن ضربان قلب، مشکل دائمی در رشد طبیعی، ایجاد پوکی استخون و هم اینکه احتمال دچار شدن به بولیمیا از جمله این مشکلاته.

از طرف دیگه بعضی از مبتلایان به آنورکسیا واسه کاهش وزن هرچه بیشتر به به کار گیری ملینا روی میارن. استفاده دراز مدت از این داروها هم واسه بدن مضره. این داروها عضلات روده رو فرسوده می کنن و موجب پایین اومدن کارایی روده می شن. بعضی ملینا هم شامل مواد مضری هستن که ممکنه در بدن بازجذب شن.

پشت سر گذاشتن یه دوره بارداری سالم و بی خطر مشکل دیگه ایه که زنان گرفتار به آنورکسیا با اون مواجه می شن. معمولا زنان باردار به صورت میانگین ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم وزن اضافه کنن. اما این چیزی نیس که یه گرفتار به آنورکسیا که وحشت اضافه وزن داره، بتونه اونو تحمل کنه. اینجور آدمایی کمبود وزن دارن و در طول مدت بارداری هم مواد غذایی کافی مصرف نمی کنن و اینطوری جون خود و بچه رو به خطر میندازن.

خانمای گرفتار به مشکلات غذایی بیشتر دچار سقط جنین می شن و ممکنه نوزادشون زودرس به دنیا بیاد و درمعرض مشکلات سلامتی بسیاری باشه.

راه های درمان آنورکسیا

آمار دقیقی از اندازه مبتلایان به این مشکل در دنیا موجود نیس. اما می گن که یه درصد از دختران نوجوون در آمریکا گرفتار به آنورکسیا هستن و ۱۰ درصد از مبتلایان جون خود رو در اثر این مریضی از دست میدن.

با اینکه اختلالای غذایی مانند آنورکسیا بیشتر در طبقات اجتماعی-اقتصادی بالاتر جامعه و یا آدمایی مانند مانکنا شایعه، اما افراد دیگه هم ممکنه به این مشکل دچار شن.

آنورکسیا قابل درمانه اما مانند هر مشکل روحی دیگری ممکنه درمان اون به زمان نیاز داشته باشه. فرد گرفتار حتما به پشتیبانی زیاد دور و بریا و خونواده خود نیاز داره. کمک گرفتن از یه متخصص تغذیه به همراه یه مشاور یا روان دکتر هم نباید فراموش شه، هرچند که ممکنه پیشنهاد به مراجعه به دکتر در اول با مقاومت و عصبانیت فرد گرفتار به آنورکسیا روبه رو شه.

.

منبع :

اختلال عروق شبکیه را جدی بگیرید/ ورم ناحیه ماکولا | افت دید به دنبال دارد | بیماری

No Comments

: یه فلوشیپ شبکیه گفت: شایع ترین دلیل افت دید در بیماران دیابتی، ورم در ناحیه ماکولاه.

دکتر عبداللهی، فلوشیپ شبکیه، در گفت و گو با برنامه «استودیو سلامت» شبکه رادیویی سلامت با بیان اینکه دیابت خیلی از انداما و اعضای بدن از جمله چشم رو درگیر می کنه و فرد گرفتار به خاطر اطمینان از سلامت بینایی خود باید به طور مرتب به چشم دکتر مراجعه داشته باشه اضافه کرد: ناحیه ماکولا نقطه حساسیه که دید تیزبینی، دید رنگ و روز مربوط به اون هستش و با ایجاد ورم، افت دید اتفاق میفته.

ایشون با تاکید بر اینکه افراد گرفتار به دیابت نوع ۲ که بعد از ۳۰ سالگی دیابت اونا تشخیص داده شده، سالی یه مرتبه باید به چشم دکتر مراجعه کنن، اضافه کرد: در دیابت نوع ۱ که وابسته به انسولینه، معمولا در پنج سال اول تشخیص احتیاجی به معانیه شبکیه نیس.

این فلوشیپ شبکیه در ادامه گفت: مشکلاتی که واسه شبکیه ایجاد می شه، از مشکلات جدی دیابته که مشکل عروقی و بسته شدن مویرگا رو موجب می شه و در عکس العمل به این مشکل، عروق جدیدی درست می شن که خونریزی به دنبال داره و مشکلات بسیار زیاد ای واسه مریض بوجود میاره و افت دید رو موجب می شه.

ایشون با بیان اینکه شایع ترین دلیل افت دید در بیماران دیابتی، ورم در ناحیه ماکولاه، گفت: این ناحیه، نقطه حساسیه که دید تیزبینی، دید رنگ و روز مربوط به اون هستش و با ایجاد ورم، افت دید اتفاق میفته.
این فلوشیپ شبکیه در آخر اظهارکرد: وقتی که مویرگ جدید ایجاد می شه، خونریزی حاصل چاله چشم رو پر از خون می کنه و حتی امکان داره دید مریض به طور کامل دچار مشکل شه.

منبع :

اختلال شنوایی و کاشت حلزون شنوایی | بیماری

No Comments

گوش آدم از سه بخش تشکیل شده که نقش حیاتی در شنیدن اجرا می کنن:

– گوش خارجی

گوش میانی

– گوش داخلی

صوت به وسیله مجرای گوش خارجی وارد شده و دلیل لرزش پرده گوش می شه. سه استخون کوچیک در گوش میانی این لرزش رو از پرده گوش به بخش حلزونی گوش، در گوش داخلی هدایت می کنن. هر گونه اشکال در این انتقال، دلیل نقصان شنوایی هدایتی می شه. وقتی سه استخون کوچیک حرکت می کنن، امواجی در مایع مجرای حلزونی به وجود میارن و این امواج بیشتر از ۱۶۰۰۰ سلول ظریف شنوایی (سلولای مویی) رو تحریک می کنن. حرکت این سلولای مویی باعث تولید یه جریان الکتریکی در عصب شنوایی می شه. این جریان از راه سیستم عصبی تا مناطق شنوایی مغز رسیده و در اونجا به شکل صوت شناخته می شه( شنوایی حسی – عصبی ).

اگه شما مریضی یا انسدادی در گوش خارجی یا میانی داشته باشین، ممکنه شنوایی هدایتی شما آسیب ببینه که میشه با درمانای دارویی یا جراحی اونو مرتفع ساخت. اما مشکل گوش داخلی می تونه باعث آسیب شنوایی حسی – عصبی شده و ناشنوایی عصبی بسازه. در این حالت در بیشتر اوقات سلولای مویی آسیب می بینن و عملکردی ندارن. هر چند خیلی از رشته های اعصاب شنوایی ممکنه سالم باشن و امواج الکتریکی رو به مغز انتقال بدن، اما به دلیل آسیب سلولای مویی بدون جواب هستن.

به دلیل اینکه در ضایعه شنوایی حسی- عصبی شدید امکان بهبودی با دارو وجود نداره، این ضایعه فقط با کاشت حلزون شنوایی قابل درمانه.

دستگاه کاشت حلزون شنوایی یه دستگاه الکترونیکه که بخشی از شنوایی رو به افراد ناشنوا برمی گردونه. این دستگاه با عمل جراحی در گوش داخلی کار گذاشته می شه و به وسیله دستگاهی که در خارج از گوش قرار میگیره فعال می شه.

برخلاف سمعک، این دستگاه صدا رو بلندتر و آشکارتر نمی کنه. عوضش، بدون نیاز به قسمتای آسیب دیده سیستم شنوایی، مستقیما عصب شنوایی رو تحریک می کنه و اشخاصی که ناشنوایی شدیدی دارن اجازه میده که اصوات رو دریافت کنن.

این دستگاه بدون به کار گیری سلولای مویی آسیب دیده صحبتا و صداهای محیطی رو به سیگنالای الکتریکی تبدیل کرده و این امواج رو به عصب شنوایی می فرستد. بیشتر یه میکروفن واسه دریافت اصوات در خارج از بدن و پشت گوش نصب می شه . یه «پردازنده گویایی» که معمولاً خارج از گوش روی کمربند یا داخل جیب گذاشته می شه، صداها رو به سیگنالای الکتریکی مشخص تبدیل می کنه. این کدها از راه سیم نازکی به سمت بالا و به وسیله های نصب شده در پشت گوش انتقال پیدا میکنه و به صورت امواج رادیویی از پوست گذشته و به الکترودهای کاشته شده در حلزون شنوایی می رسه. سیگنالای دریافتی به وسیله الکترودها، رشته های عصبی شنوایی رو تحریک می کنن تا اطلاعات رو به مغز فرستاده و در اونجا به صورت صداهای معنی دار تفسیر و معنی شن.

همه افراد می تونن از امتیازات کاشت حلزون بهره مند شن ؟

کاشت حلزون شنوایی فقط واسه اشخاصی طراحی شده که از سمعک نتیجه خوبی نمی گیرن و یا دچار ناشنوایی مادرزادی هستن . این افراد باید ۲ سال به بالا باشن ( مگه اینکه مننژیت دوران کودکی باعث ناشنوایی شده باشه ) .

متخصصین گوش و گلو و بینی عمل جراحی کاشت حلزون رو انجام میدن، ولی همه اونا قادر به انجام این کار فوق تخصصی نمی باشن. بدین منظور دکتر شما می تونه واسه آزمایش، شما رو به یه کلینیک مخصوص کاشت حلزون برگشت دهد. بعد تیم کاشت حلزون به آزمایش شما می پردازن. این تیم شامل متخصص گوش و گلو و بینی، شنوایی سنج، گفتار درمان، روانپزشک، پرستار و دیگه افراد لازمه. تموم بررسیای لازم رو از شما به عمل میارن :

آزمایش گوش: به وسیله متخصص گوش و گلو و بینی تا ضمن بررسی علل موثر، آمادگی فرد رو واسه جراحی اعلام کنه.

آزمایش شنوایی ( شنوایی سنجی ): به وسیله شنوایی سنج تا مشخص شه که با یا بدون سمعک چقدر قادر به شنیدن هستین.

آزمایش رادیوگرافی (اشعه X) یا MRS

آزمایش روانشناسی: تا مطمئن شن از نظر روانی با روند جراحی کاشت حلزون شنوایی سازگاری پیدا میکنین یا خیر؟

آزمایش جسمی: تا هر گونه مشکل بالقوه ای رو که ممکنه موقع بیهوشی عمومی پیش بیاد شناسایی کنه.

عمل کاشت حلزون شنوایی تحت بیهوشی عمومی انجام گرفته و حدود ۲ تا ۳ ساعت زمان میبره. در این روش عمل جراحی، لازمه که مریض یک یا چند روز در بیمارستان بستری شه که این مدت بستگی به دستگاه مورد استفاده و آناتومی (ساختار) گوش داخلی داره.

مراقبتا و آموزشای بعد از عمل

حدود یه ماه تا ۴۵ روز بعد از عمل جراحی، پردازنده سیگنالا، میکروفون و دستگاه تفسیر و معنی کننده اصوات در خارج از گوش شما قرار داده می شه و تنظیم می شه.

به شما یاد میدن که چیجوری از این دستگاه ها مراقبت کنین و چیجوری از این روش به صداها گوش بدین. بعضی از کاشتا به زمان طولانی تری واسه تنظیم شدن و آموزش مربوطه نیاز دارن. هم اینکه ممکنه تیم توانبخشی از شما بخوان تا واسه انجام معاینات دوره ای و در صورت ضرورت تنظیم دوباره پردازنده گویایی به کلینیک مراجعه کنین.

* توجه :

دستگاه کاشت حلزون شنوایی نمی تونه شنوایی به طور کاملً عادی شما رو بازگرداند و اندازه به درد بخور بودن اون از یکی به یکی دیگه فرق می کنه. بیشتر استفاده کنندگان به این نتیجه رسیدن که این دستگاه به اونا کمک می کنه تا با کمک لب خوانی تکامل یافته تری بتونن رابطه بهتری برقرار کنن. البته بیشتر از نصف اونا قادر بودن که بدون نیاز به نشونه های بینایی صحبتا رو تشخیص بدن و بچهایی که در دور و بر سن ۲ سالگی تحت عمل کاشت حلزون شنوایی قرار گرفتن، شنوایی بهتر و نزدیک تری به حالت طبیعی داشتن.

* عوامل مختلفی هستن که اندازه استفاده به درد بخور از این دستگاه رو در کاربرده های جور واجور مشخص می کنن:

یه وقتی که شخص ناشنوا بوده.

تعداد رشته های عصب شنوایی موجود

انگیزه مریض واسه یادگیری شنیدن

تیم جراحی شما براتون توضیح میدن که چه انتظارات مناسب و منطقی می تونین از این دستگاه داشته باشین.

قبل اینکه بدونین دستگاه شما خوب کار می کنه یا نه، لازمه به روشنی بدونین که شما چقدر وقت صرف کنین تا به نتیجه برسین.

این دستگاه واسه تعداد معدودی از بیماران به درد بخور نبوده.

انجمن علمی جراحان گوش، گلو، بینی و سر و گردن ایران

*

منبع : tebyan.net

اختلال شخصیتی ها مستعد جرم اند | تغذیه سالم

No Comments

مشکل شخصیتیا مستعد جرم ان

مشکل شخصیتی ها مستعد جرم ان

مشکل شخصیت

بهروز بیرشک، روانشناس میگه: «در مورد ارتکاب جرم باید شخصیتایی رو که دارای بعضی ویژگیا هستن روش زوم کرد. ویژگیایی مثل مشکل شخصیت در این باره مطرح می شه. از طرف دیگه شخصیتای تکانشی هستن که زود برانگیخته می شن و دست به عملی میزنن که به عنوان جرم ازش صحبت به میون میاد.»

دلایل روانی ارتکاب جرم چیه؟

در مورد ارتکاب جرم باید شخصیتایی که دارای بعضی ویژگیا هستن رو روش زوم کرد. ویژگیایی مثل مشکل شخصیتی در این باره مطرح می شه که این افراد در بروز اعمال مجرمانه و بزهکارانه مستعدتر هستن. دلیل اینم در نبود احساسات وجدانی در این افراده که باعث می شه نسبت به اعمال خلافکارانه دست به کار شن. پس آدمایی که در این دسته قرار می گیرن نسبت به کار خود دچار عذاب وجدان نمی شن. وقتی هم هست که فرد ممکنه عمل مجرمانه ای رو بکنه و در عین حال از نظر شخصیتی هم سابقه موضوعی رو نداشته باشه اما تو یه زمان خاص در موقعیتی قرار میگیره که درگیر همچین چیزی می شه و عمل خلافی رو انجام میده. مثلا وقتی که ما از خشونت صحبت می کنیم، متوجه این میشیم که خشونت می تونه به دلیلی در بروز جرم منجر شه. باید توجه داشت که خشونت در این مورد یه نوع خشونت وسیعه، یعنی «در قبال رفتاری که با من صورت میگیره حق دارم خشونت کنم تا جلوی اینجور رفتاری رو بگیرم». شخصیتایی که اینجور حالت ایمپالسیوی (کسی که از روى انگیزه آنى و بدون فکر قبلى عمل می کنه) دارن و زود به هیجان میان، با عنوان شخصیتای تکانشی از اونا یاد می شه. واسه اینجور شخصیتایی ممکنه حالت تحریک ایجاد شه و دست به عملی بزنن که به عنوان جرم ازش صحبت به میون میاد. بعد از گذشت زمان متوجه این می شن که کنترلی روی خود نداشتن و حتی ممکنه خودشون هم از این ناراحت شن. خیلی از قتلای غیرعمد رو میشه به وجود اومده به وسیله این موضوع دونست که جرم بزرگی هم هستش. پس اگه بحث رو از نظر شخصیتی پیش ببریم، آدمایی که دچار مشکل شخصیت هستن و هم اینکه آدمایی که شخصیتای ضداجتماعی دارن که ملاک اخلاقی هم براشون وجود نداره، می تونن دست به کارایی بزنن که قانون اجتماعی اونو برنمی تابد و نسبت به اون جرم انگاری می شه.

نقش تربیت خانوادگی در بروز یا نبود بروز جرم رو چیجوری آزمایش می کنین؟

خونواده نقش کلی ای در مورد این موضوع داره. در بحث قبلی در مورد ویژگیای شخصیتی، تحقیقات به ما نشون میدن که در اینجور حالتی چیکار باید کرد اما در مورد خونواده و تربیت خانوادگی، خیلی از مجرمان در خود خونواده دچار مشکلاتی هستن و والدین اونا دارای شخصیتای ضداجتماعی هستن که باعث می شه نقش خونواده در این موضوع پررنگ شه. ممکنه خود والدین یا یکی از اونا درگیر ناهنجاریای اجتماعی بوده باشن که این موضوع دارای قبح خاصی واسه اونا نیس. کلا تاکید روی جنبه های جور واجور اخلاق در خونواده، می تونه یافته های مثبتی به دنبال داشته باشه. خونواده هایی که اخلاق مدار هستن، روشای پرورش مناسبی در مورد تربیت فرزندان دارن و از فرزندان اونا رفتارای هنجارمندی مشاهده می شه. در این خونواده ها کمتر اتفاق میفته که بچه درگیر مسائل مجرمانه و بزهکارانه شه. در هفته های گذشته فردی رو در اخبار دیدیم که بارها دستگیر شده بود و به محض آزاد شدن از زندان، دست به اقدامات مجرمانه و بزهکارانه می زد. از نظر معیارهای اخلاقی و هنجارهای اجتماعی، فرد به مرحله ای رسیده که هیچ اقدامی دارای قبح نیس و رفتن به زندان دیگه موضوع مهمی واسه اون به حساب نمیاد.

همونجوریکه اشاره فرمودید آدمایی هستن که بارها به زندان رفته ان اما بازم به تکرار اعمال قبلی می پردازن. در روانشناسی چیزی با عنوان اعتیاد به جرم هست؟

در مورد این افراد موضوعی هست که هیچ نوع ملاک اخلاقی رو واسه خود قائل نیستن و اقدامات خلاف براشون دارای زشتی و قبح نیس. در نتیجه دستگیر شدن و زندان رفتن واسه خود و خانوادهاشون موضوع حادی به حساب نمیاد. باید در مورد آدمایی که جوون تر هستن، کارایی انجام داد چون وقتی که با جرم کوچیکی به زندان می رن، ممکنه با ایجاد روابط با بقیه زندانیان، چیزایی جدیدتر یاد بگیرن و آسیب این موضوع به مراتب بیشتره. براساس چیزی که گفته شد، بروز جرم در مورد بعضی آدما به جنبه های شخصیتی برمیگرده. پس باید در مورد کسائی که معیاراخلاقی در مورد جرم و زندان ندارن، بعضی دوره های آموزشی ترتیب داده شه تا زندان راهی واسه افزایش این جور اعمال نشه. ممکنه یه جور ولع و کشش به جرم در مورد آدمایی که مشکلات اقتصادی دارن یا آدمایی که معتاد هستن وجود داشته باشه، اما من نمی خوام از عنوان اعتیاد به جرم واسه این افراد استفاده کنم.

بعد از تربیت خانوادگی، از چه افراد یا گروه هایی میشه نام برد که روی فرد تاثیر می ذارن و می تونن اونو در بروز جرم یا جرم مستعد کنن؟

اول از همه نوع ارتباطات خانوادگی مطرح می شه و نقش پرورش بچه در این مورد از اهمیت زیادی برخورداره. بعد از خونواده، پس از اینکه بچه ها وارد بعضی ارتباطات اجتماعی می شن، ممکنه در مدارس با اینجور رفتارهایی روبه رو شن. کم کم با گسترش گروه دوستان و همسالان، نوع الگوپذیری فرق پیدا میکنه و می تونه فرد رو در بروز رفتارای مجرمانه مستعد کنه. نقش خونواده اینجا هم مهمه و اگه خونواده شکل درستی نداشته باشه، نمی تونه به شناخت دوستان و دور و بریا فرزندش بپردازه، در نتیجه کنترلی در این مورد صورت نمی گیره. از طرف دیگه نبود توجه خونواده به خود بچه و نیازای طبیعی اون، می تونه فرد رو به قول و قرارهایی جهت بده که یافته های زیانباری به دنبال داره. از این رو، اولویت در پیشنهاد، با خونواده هاست و ما همیشه به خونواده گفتیم که در نوع دوستان و روابطی که فرزندشون برگزیده س بیشتر نظارت داشته باشن و به اونا نزدیک تر شن چون غفلت از این موضوع به معنی غفلت از آینده فرزندشانه و می تونه یافته های منفی دنباله داری به همراه داشته باشه.

بین بیماریای روانی و ارتکاب جرم رابطه ای هست؟

کسائی که بیماریای روانی دارن، مخصوصا اون دسته از بیماران که دارای مشکلات شدید روانی هستن که ما با عنوان سایکو از اون یاد می کنیم، بسیار احتمال داره دست به رفتارهایی بزنن که هنجارهای جامعه رو زیر سوال ببره یا جرمای بالاتری رو مرتکب شن. در خیلی از موارد، ملاک و ملاک مشخصی واسه افراد دارای مریضی روانی وجود نداره و ممکنه دچار حالتایی تحت تاثیر مریضی قرار بگیرن و اینجور رفتارهایی از خود نشون بدن.

به نظر شما با در نظر گرفتن شرایط موجود و چیزی که گفته شد، بروز جرم در جامعه زیاد میشه یا میشه به کاهش اون امیدوار بود؟

آمارها و اخبار نشون میده اندازه خشونت و خشونت در جامعه ما افزایش زیادی داشته. معمولا هر روز خبرهایی در مورد خشونتای خونگی مخابره می شه. شرایط و موقعیتای جامعه به سمتی رفته که سلامت روانی کم شده. وقتی که قانون مداری تو یه جامعه کمرنگ شه، آدما به سمت کارایی می رن که خلاف قانون و قانونه. باید کلینیکایی در سطح شهر وجود داشته باشه که فقط به موضوع کنترل خشم بپردازند. پس خیلی نمیشه در شرایط حاضر به کاهش جرم امیدوار بود.

جامعه شناسا فکر می کنن جرم هیچ وقت تو یه جامعه صفر نمی شه، دیدگاه روانشناسی در این باره چیجوریه؟

شما نمی تونین هیچ وقت این رو در نظر بگیرین که اندازه جرم تو یه جامعه به صفر برسه، چون میشه به تعداد همه مردم که یونیک و خاص هستن، انتظار بروز رفتاری خلاف قانون و جرم انگارانه داشت./ سلامت نیوز

.

منبع :

اختلال شخصیتی ضداجتماعی چیست و چه عواملی دارد؟ | بیماری

No Comments

: مشکل شخصیتی ضداجتماعی چیه و چه عواملی داره؟

: به گزارش آلامتو و به نقل از مردمون؛ دلیل ایجاد مشکل شخصیتی ضداجتماعی یا ASP نامعلوم س. این مشکل هم مثل بسیاری مشکلات ذهنی دیگه، می تونه ریشه ژنتیکی و ارثی داشته باشه. اما داشتن یه زندگی خانوادگی به درد نخور هم می تونه احتمال بروز مشکل شخصیتی ضداجتماعی رو زیاد کنه. پس بااینکه مشکل شخصیتی ضداجتماعی ریشه ارثی داره ولی عوامل محیطی هم می تونه به ایجاد و پیشرفت اون کمک کنه.

تئوریا درباره مشکل شخصیتی ضداجتماعی

محققان نظرات خود رو درمورد دلیلای ASP دارن. یه تئوری عنوان می کنه که ناهنجاریا در رشد سیستم عصبی می تونه منتهی به مشکل شخصیتی ضداجتماعی شه. این ناهنجاریا شامل مشکلات یادگیری، شب ادراری همیشگی و بیش فعالیه.

یه تحقیق نوین مشخص کرد که اگه مادری در طول دوران بارداری سیگار بکشه، بچه اون در خطر دچار شدن به مشکل شخصیتی ضداجتماعی قرار می گیره. این نشون میده که کشیدن سیگار سطح پایین ترین از اکسیژن رو جفت و جور می کنه که می تونه موجب آسیب مغزی به جنین شه.

بااینحال، تئوری دیگری نشون میده که افراد گرفتار به مشکل شخصیتی ضداجتماعی واسه کارکرد عادی مغزی نیاز به ورودی حسی بیشتری دارن. دلایل نشون میده که ضد اجتماعا ضربان قلب زمان استراحت پایین تری دارن و رسانایی پوستی شون هم پایین تره. آدمایی که به صورت طولانی تحریک پایینی دارن ممکنه واسه بالا بردن قدرت تحریک خود و ارضای حس نیاز خود به هیجان، دست به کارای خطرناکی بزنن.

تحقیقات مربوط به تصویربرداری مغزی هم نشون داده که یکی از دلیلای مشکل شخصیتی ضداجتماعی می تونه کارکرد غیرعادی مغز باشه. هم اینکه، انتقال دهنده عصبی سروتونین هم با رفتارای خشن و تکانشی در رابطه دیده شده. هم لوب گیجگاهی و هم قسمت قبلی مغز به تنظیم روحیه و رفتار کمک می کنن. می تونه اینطور باشه که رفتارای تکانشی یا کنترل نشده ریشه تو یه ناهنجاری عملکردی در سطح سروتونین یا این قسمتا مغز داشته باشه.

تاثیر محیط دور و بر بر مشکل شخصیتی ضداجتماعی

محیط جامعه و خونه هم می تونه با ایجاد مشکل شخصیتی ضداجتماعی در رابطه باشه. معمولاً والدین بچه های مشکل دار هم خودشون سطح بالایی از رفتارای ضداجتماعی نشون میدن. تو یه تحقیق گسترده مشخص شد که والدین پسربچهای ضداجتماع با احتمال بالاتری دچار اعتیاد الکل یا مجرم بودن و خونهای این پسربچها معمولاً دچار مشکلاتی مثل جدایی، طلاق یا نبود یکی از والدین بوده.

در مورد فرزندخواندگی هم باید گفت که محروم کردن یه بچه از یه پیوند بسیار مهم احساسی می تونه توانایی اون واسه صمیمی شدن با بقیه و اعتماد کردن به مردم رو خدشه دار کنه. شایدً واسه همینه که خیلی از بچهایی که به فرزندخواندگی پذیرفته می شن در برابر دچار شدن به مشکل شخصیتی ضداجتماعی هستن. این بچه ها تا وقتی که سنشون هنوز کمه ممکنه از یه خونواده به خونواده ای دیگه منتقل شن تا در آخر خونواده ای که مناسب اونا باشه براشون پیدا شه، پس نخوان تونست پیوند و وابستگی عمیق عاطفی با کسی بسازن.

تربیت نادرست و نظارت ضعیف و کم هم می تونه با رفتارای ضداجتماعی در کودکان در رابطه باشه. والدین که تربیت بچه هاشون براشون مهمه، رفتارای فرزندشون رو همیشه بررسی و نظارت می کنن، واسه اونا قانون می ذارن، رعایت کردن این قوانین رو از طرف کودکان بررسی می کنن و اونا رو از هم بازیای خطرناک دور نگه می دارن. اما در خونواده های شکست خورده معمولاً نظارت خوب و صحیحی صورت نمی گیره چون والدین یا نیستن یا خود ضداجتماع هستن و انگیزه لازم واسه مراقبت از فرزندشون رو ندارن. اهمیت نظارت و تربیت والدین در بچهایی که در خونواده های پرجمعیت بزرگ می شن هم دیده می شه که هر بچه مورد توجه کمتری از طرف والدین قرار میگیره.

بچه ای که در خونواده ای پرمشکل بزرگ می شه، با آسیب احساسی وارد جامعه بزرگسالان می شه. این بچه که نتونسته س پیوندهای احساسی عمیقی با بقیه بسازه، به شت درون گرا و نسبت به بقیه بی تفاوته. از دست دادن یه تربیت مشخص باعث می شه این فرد نسبت به قوانین اجتماعی هم بی توجه باشه. اون هیچ الگوی درست و مشخصی در زندگی خود نداره و یاد میگیره که واسه حل مشکلاتش از خشونت استفاده کنه. اون هیچوقت قادر به بیان همدردی و دلسوزی به اطرافیانش نیس.

بچه های ضداجتماع معمولاً بچهایی مشابه خودشون رو به عنوان همبازی انتخاب می کنن. این اتفاق معمولاً در دوران ابتدایی پررنگ تره که بچه ها نیاز به موردقبول قرار گرفتن در جامعه دارن. بچه های خشن معمولاً مورد بی توجهی همسالانشون قرار می گیرن و این طردشدگی موجب می شه که بچهایی مشابه خودشون رو پیدا کنن دو بتونن با اونا وارد رابطه شن. اینجور روابطی خشونت و بقیه رفتارای ضداجتماعی رو در اونا پررنگ تر می کنه.

آزار و سوءاستفاده از کودکان هم با رفتارای ضداجتماعی در رابطه دونسته شده. افراد گرفتار به مشکل شخصیتی ضداجتماعی به احتمال بیشتری نسبت به افراد عادی در کودکی مورد آزار و سوءاستفاده قرار می گیرن. البته تعجبی نداره چون خیلی از این کودکان در خونواده هایی بی توجه و بدون نظارت درست بزرگ می شن که گاه هاً والدین خودشون هم آدمایی خشن و ضداجتماع هستن. در خیلی از موارد، کودک این سوءاستفاده و آزار رو یاد می گیرن و در آینده در حق فرزندان خودشون هم انجام میدن.

می گن که آزار کودک در سن خیلی کم (مثلاً تکون دادن شدید نوزاد) بسیار مضره چون می تونه موجب آسیبای مغزی شه. آسیبای تروماتیک می تونه رشد طبیعی سیستم عصبی مرکزی رو دچار مشکل کنه، فرآیندی که در دوران نوجوونی ادامه پیدا می کنه. اتفاقات استرس زا هم با تریک تولید هورمونا و بقیه مواد شیمیایی مغزی می تونه روند و الگوی رشد طبیعی کودک رو عوض کنه.

.

منبع : alamto.com